###$$برای نجات از تنهایی$$###
مرحله تصمیم گیری : شاید مهمترین قسمت هر کاری شروع آن و انتخاب مسیر و ساخت دورنمای ذهنی باشد که قصد دارید از کجا به کجا برسید؟ شما اول از همه باید بدانید که قصد دارید برنامه نویس بشوید؟ طراح گرافیک بشوید؟ آنالیزور بشوید ؟ و یا قصد دارید همه اینها را با هم بشوید. متاسفانه در ایران اکثر شرکتها دوست داردند با استخدام یک نفر که توانایی انجام چندین کار با هم را دارد صرفه جویی کرده و یا بقول معروف با یک تیر چند هدف را بزنند و از یک نفر انتظار دارند طراح و برنامه نویس و آنالیزور و . . . باشد. پس شاید بهتر باشید شما نیز همه این موارد را یاد بگیرید و یا حداقل آشنایی مقدماتی با آنها داشته باشید. برای اینکه متوجه صحت و سقم این گفته من شوید کافیست نیازمندیها را باز کرده و در قسمت استخدام نگاهی به قسمت برنامه نویس، گرافیست، طراح وب ، مهندس کامپیوتر بیاندازید. این پست با این پیش فرض نوشته میشود که شما میخواهید طراح وب سایتی با این توانایی که تمامی مراحل انجام یک پروژه طراحی وب سایت شامل : قسمت گرافیک (UI) کد نویس و تبدیل به HTML و دینامیک کردن وب سایت را انجام بدهید نوشته شده است.

شروع کار و اولین قدم : نظر شخصی من این است که یا کاری را شروع نکنید یا آن را به بهترین نحو ممکن انجام دهید. چنانچه شما تازه کار یا به عبارتی “صفر کیلومتر” هستید پس اولین دانشی که باید به آن دستیابی پیدا کنید “HTML” است . اول این نکته را عرض کنم که از نقطه نظر من هر زبان برنامه نویس یا هر نرم افزاری دارای ۳ سطح میباشد: مقدماتی، متوسطه و پیشرفته. شما سعی کنید که سطوح مقدماتی و متسطه را بصورت تئوری فرا گیرید و به سطح پیشرفته در حین کار عملی و انجام پروژه هایتان دستیاپی پیدا خواهید کرد. در کنار آموزش و فراگیری HTML شما یابد مشغول به یاد گیری نرم افزار گرافیک ۲ بعدی ترجیحا فتوشاپ هم شوید وسعی کنید در این نم افزار هم توانایی خود را بالا ببرید. این نکته را همیشه به خاطر بسپارید که بهترین پروژه ها با بهترین برنامه نویسی و اجرای تمامی استانداردها بدون ظاهر خوب خیلی طرفدار نخواهند داشت (نه در همه موارد، اکثرا) پس بدانید که تخصص شما در نرم افزارهای گرافیکی بسیار مهم و تاثیر گذار خواهد بود.

۳- قدم دوم (کد نویسی): دومین قدم برای شما آموزش و فراگیری CSS و جاوا اسکریپت است. شما با دانستن HTML به تنهایی توانایی خلق آثار خوب و قابل تامل را نخواهید داشت و لازم است که شما توانایی خود در طراحی وب سایت را با فراگیری CSS و جاوا اسکریپت به طرز قابل ملاحظه ای بالا ببرید. البته من به شما توصیه میکنم که این زبانها را در ابتدا بصورت کدنویسی دستی و خط به خط تمامی اجزاء فرا بگیرید و بعد از اینکه با کدها آشنا شدید و توانایی شما در درک و فهم کدها بالا رفت به نرم افزارهای ادیتور مانند Adobe DreamWeaver روی بیاوردی و کار با آنها را یاد بگیرید. فراگیری و کار کردن به اینگونه نرم افزارها لازم و ضروری است و بدون کار کردن با آنها با مشکلات بسیار عدیده ای مواجه خواهید شد. شما با یادگیری و فراگیری این ۴ دوره عملا تبدیل به یک طراح وب سایت ( البته از نوع استاتیک) خواهد شد و شاید هم بتوانید پروژه هایی بگیرید و در شرکتی هم مشغول به کار شوید. اما مطمئنا بعد از مدتی احساس خواهید کرد که یک جار کار میلنگد.

قدم سوم (فراگیری برنامه نویسی سمت سرور): شما در این مرحله به جایی میرسید که میبینید باید توانایی انجام هرگونه پروژه ای را داشته باشید و در صورتیکه شاید چندین پروژه به شما پیشنهاد شده باشد اما شما به دلیل عدم توانایی در انجام آن پروژه را رد کرده باشید. شما نیاز فراگیری یک زبان برنامه نویسی سمت سرور “Server Side” را شدیدا احساس میکنید. اما بزرگترین سئوالی که برای شما پیش میاید این خواهد بود که کدام زبان برنامه نویسی؟ PHP یا ASP.Net (البته نه به این معنی که دیگر زبانهای برنامه نویس مهم نبوده ) و شروع میکنید به پر سو جو از این و آن که بفهمید کدام را شروع کنید و به کدام سمت و سو بروید. واقعیتی که در این قسمت وجود دارد و از چشم تمامی مشتاقان و علاقمندان به یادگیری دور میماند این است که شما باید با توجه به شرایط خود تصمیم گیری کنید. شاید این حرف به نظر شما مسخره بیاید اما شما باید ببینید برای شخص شما در کدام مسیر فرصتهای شغلی بهتری بوجود خواهد آمد؟ برای مثال شاید یکی از اقوام شما شرکتی دارد و این شرکت وب سایتی هم دارد و این شخص به شما قول داده تا روزی شما را مدیری سایت یا مدیر IT آن شرکت بنماید و هم اکنون سایت این شرکت با PHP نوشته شده است پس شاید بتوان گفت برای این شخص بهتر است که به سمت PHP برود یا برعکس. مقالات و پیشگویی های بسیار زیادی در باره آینده وب و زبانهای برنامه نویسی وجود دارد و هر روز هم مطالب و مسائل جدیدتری بجود می آید و شما باید برای خود تصمصم بگیرید که کدام بهتر است. شاید شخصی با دانستن ASP کلاسیک خیلی موفقتر و خوشحالتر از شخصی باشد که ASP.Net را تا انتها رفته است. یکی را انتخاب کنید و مطمئن انتخاب کنید به گونه ای که فکر تغییر و برگشت به سر شما نیاید.

قدم چهارم (افزایش توانایی های فردی) : اکنون شما با عنوان یک طراح وب سایت همه فن حریف شناخته میشوید و تنها کاری که باقی مانده است این است که سطح توانایی های خود را گسترش دهید و به سمت و سویی بروید که هر کسی سراغ آن نمی رود. برای مثال شما باید یکی از تکنیکهای jQuery، Mootools و . . . را فرا بگیرید و آنها را در کارهای خود پیاده نمایید. همچنین شما باید کاملا به تمامی استاندارد های وب آشنا شوید و آنها را بصورت عملی در پروژه های خود پیاده سازی کنید. تعداد بسیار زیادی طراح هستند که متیوانند یک فروشگاه اینترنتی را پیاده سازی کنند اما آن کسی که محصولی بهتر ارائه نماید بیشتر مورد توجه واقع خواهد شد. پس لازم است که شما در پروژه های خود از تکنیکها و ترفند هایی استفاده کنید که هر طراحی توانایی انجام آن را نداشته باشد. باید در پروژه های خود نقش SEO را بسیار جدی بگیرید تا وب سایتهای ساخته شده توسط شما در رتبه بهتری قرار بگیرند. در اصل مهمترین قسمتی که وجه تمایز ۲ طراح را مشخص میکند معمولا در این قسمت است.

قدم پنجم(افزایش تونایی های گروهی) : تا اینجای کار شما مشغول کسب تجربه و افزایش سطح توانایی های فردی خود بودید اما وقت آن رسیده است که به پروژه های بزرگتر روی بیاورید و در کارها گروهی شرکت کنید. زیر پروژه هایی که یک نفره دنبال میشوند و از ابتدا تا انتهای آن را یک فرد انجام میدهید دارای محدیدتهای بسیاری هستند و باعث خواهند شد شما همیشه در یک سطح باقی بمانید. اما برای اینکه پیشرفت کنید لازم است که بتوانید پروژه هایی با ابعاد بزرگتر بگیرید و مطمئنا کارفرما ۱ سال برای به بار نشستن یک پروژه که به تنهایی همچین زمانی را لازم دارد به انتظار نخاهد نشست و شما از انتظار دارد طی ۲ ماه پروژه را تمام و کمال تحویل دهید. پس باید هر گوشه ای از کار را کسی بعهده بگیرد . در این راه پیدا کردن و ملحق شدن به گروهی که همسو و همراستای اخلاق و نظریات شما باشد کار دشواری است اما شدنی و شاید مجبور شوید چندین بار تیم خود را عوض کنید. یا حتی در شرایطی بهتر شما این توانایی را دارید که خود تیمی تشکیل دهید و آنها را اداره کنید.

معمولا شما با فعالیت در شبکه های اجتماعی، تالارهای گفتمان، وب سایت ها و وبلاگها خواهید توانست با چنین افرادی آشنا شوید و پایه های دوستی و همکاری را بنا نهید. پس فعالیت در اینترنت و کسب اعتبار مجازی بسیار کمک حال شما خواهد شد. من بسیاری از پروژه هایم را با دوستانی که از طریق همین وب سایت با آنها آشنا شده ام انجام داده امو دوستانی که تا بحال بسیاری از آنها را از نزدیک ملاقات نکرده ام و بسیار ی از آنها ساکن شهر های دیگری هستند. این به این معنی است محدوده کار من وسعت بیشتری پردا کرده و مرزها برای من برداشته شده اند.

توصیه مهم : بسیاری از دوستان را دیده ام یا دورادور شنیده ام که در بدو ورود قصد راه اندازی و تاسیس شرکت را دارند. توصیه من به همه این دوستاین که سرمایه دارند یا یا اینکه میخواهند با چند نفر از دوستان خود شروع به فعالیت کنند این است که این کار را به تاخیر بیاندازند و چند سالی شروع به کسب تجربه و دانش اندوزی و شناسایی بازار بنمایند و بعد از مدتی که اعتباری برای خود کسب کردند و بازار را شناختند و حتی اعضای تیم خود را انتخاب کردند و از همه مهمتر ایده جدید و کارآمدی برای فعالیت پیدا کردن اقدام به تاسیسی شرکت نمایند. البته شاید شما ایده جدیدی هم نداشته باشید اما حداقل بدانید که تعدادی مشتری قبل از افتتاح شرکت دارید که میتوانید روی آنها حساب باز کنید.

منبع:http://www.ittutorial.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:23  توسط  یه دختر  | 

سال نو مبارک نوروزتان پیروز پیروزتان نوروز صد سال به این سالا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:17  توسط  یه دختر  | 

من میخام برگردم برا خودم بنویسم به یاد جوونیام و خام  

وسادگیام 

 

دوستون دارم نه خودمو دوست دارم عاشقتم خودم  

کمبود محبت دیه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:26  توسط  یه دختر  | 

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت

پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت

دل از خدا برید و در زمین نشست

صد بار دل بست و دلش شکست

به هرطرف نگاه کرد راهش بسته بود

یادش آمد که یک روز عهدش را با خدا شکسته بود!

64230003661241540630.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:9  توسط  یه دختر  | 

[تصویر: ?sesid=WElnVlM1S1Rub0U2NnFFOHhqVmhMUUk3L...hoS0tBPT0=]

 

 Glitter Gify.com

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ساعت 0:51  توسط  یه دختر  | 


699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699
699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699
699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699
699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699
699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996
699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666



شمارهاي بالا را انتخاب كنيد

Ctrl + F
را بزنيد بعد
شماره ی 9 را بزنيد حالا

Ctrl + Enter
را بزنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی ۱۳۹۰ساعت 1:38  توسط  یه دختر  | 

دارم میرم نگو نرو هوا هوای رفتنه

                  هر چی بوده تموم شده چاره ما گذشتنه

         دارم میرم تا سرنوشت ما رو به بازی نگیره

                          خوب میدونم این زمان از یاد هر دومون میره

        دارم میرم نگو نرو دارم میرم نگو بمون

             وقت خداحافظیه قصه ی موندنو نخون

                     تو را خدا گریه نکن غصه ی رفتن و نخور

                                 بهتره که تموم کنیم تو هم دلو ازم ببر

         شاید دیگه نبینمت شاید نگاه اخره

                 بودن و مهربونیات آتیش به جونم میزنه

                       سادگی اشتباه ما ، گناه ما دلبستنه

                                           جدایی سرنوشت تو ، تنهایی تقدیره منه ....

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی ۱۳۹۰ساعت 18:50  توسط  یه دختر  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:0  توسط  یه دختر  | 


گفت:ميخوام برات يه يادگاري بنويسم.گفتم:كجا؟؟؟

گفت:رو قلبت.گفتم:مگه ميتوني؟؟؟

گفت:آره سخت نيست آسونه.گفتم:باشه بنويس تا هميشه يادگاري بمونه

يه خنجر برداشت.گفتم:اين چيه؟؟؟

گفت:هييييييييييييييييييسسسسس

ساكت شدم.گفتم: بنويس ديگه چرا معطلي؟؟؟

خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت:دوست دارم ديونه

اون رفته.خيلي وقته. كجا؟ نميدونم.

اما هنوز زخم خنجرش يادگاري ته قلبم مونده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ساعت 20:41  توسط  یه دختر  | 

 

سلام حالم خوب نيس.خيلي بدم.خيلي بد.كجايي خداي من كه اشكامو ببيني؟ديشب اشكامو ديدي وقتي داشتم با ماه صحبت ميكردم؟آخه تنها هم صحبت من ماهه.خدايا دلم داره ميتركه.چقدر اين روزا نفس كشيدن برام سخت شده.چقدر سخته به چيزايي كه آزارت ميدن فكر كني ولي مجبور باشي بغضتو بخوري تا كسي اشكاتو نبينه.چقدر دلم گرفته اي خدا.ميدونم صدامو ميشنوي.ميدونم بيشتر از اون چيزي كه فكر كنم دوسم داري ولي چرا اينقدر زندگي سخته؟؟؟جرا آدما اينقدر سنگ دلن؟خدايا جواب سوالامو بده.چون هيچكي مثل خودت نميتونه جوابشونو بده.خدايا كمكم كن خسته شدم از اين زندگي.ديگه دارم ميرسم ته خط.خيلي خستم.كمكم كن ديگه ظزفيت تحمل سختيها رو ندارم كجايي اي خدا...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ساعت 20:33  توسط  یه دختر  |